ساحل
 
 
 

یاد آن پنجره ء باز بخیر

زیر نور مهتاب

روی احساس ترک خورده و تاریک قفس

وسط هم همه مبهم  دشت

من غزل می خواندم

و چه آرام آرام 

با صدای باران

خواهرم می رقصید

جای مادر خالی

باز کن پنجره را .....................

 

رهگذر

 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 2:35  توسط شاهين   | 
  بالا