|
ساحل
|
||
تا بار غم عشق تو برسینه نهادیم
نقشی ز رخ ماه براین دیده نشاندیم
چون بود من اندردم هستی توجاریست
صد باده ا ز این جام بر اغیار چشاندیم
بلبل به غزل شوق گل اندر چمن افکند
بی فیض تو کی نغمهء گلزار بخواندیم
صد جلوهء معشوق در افگار نهان است
ناپخته دل اندر هوس خاک فشاندیم
گفتا که ز اسرار بگو پاک دلان را
گفتیم و عجب شور به میخانه فتاندیم
کوران و کران خانه بر احباب نشاندند
دیدیم وشنیدیم و زر و سیم بدادیم
پرواز کند شهپر شاهین صفت ما
صیاد توئی٬ صید توئی٬ چشم براهیم
![]()
![]()
![]()
رهگذر ........
|
|