|
ساحل
|
||
![]()
من اینجا شکل دریا را
نشان آسمان دادم
بگو باران ببارد باز
که خیس خیسم از دلتنگی این دشت
نمیدانی چه سخت است
گفتن افسانهء شبنم
برای غنچه ء خشکیده در طوفان
چه سنگین است
گوش نفرت و بیداد
برای نغمه های جان
بگو باران ببارد باز
نسیمی می وزد امشب
که بوی آشنا دارد
و چشمی پشت این دیوار
سر سجاده میگرید
و بوی یاس و نرگس حجم تنهایی زیبای ترا
پر میکند از عشق
نگو دیر است
و دست مهربانت را
کسی دیگر نمی بوسد
ببین باران چه زیبا باز می بارد......
یا حق ..........
|
|