ساحل
 
 
 

قرارست امشب

رخ ماه را روی دريا ببوسم

وآنگاه نقشی  

 که از جنس زيباترين لحظهء خاطراتست

به دامان ساحل نشانم

قشنگست احساس پرواز

سبک ميرود باد

نفس ميکشد خاک

و سرد ست آتش

                       در آنجا که اشکی ز سوز دلی ميچکد

نپرسيد از من چرا بی قرارم

قرارست امشب

همه زخم های دل عاشقان را بچينم

و آنوقت حرفي

که در آن پر از حس آرامش زندگانيست

به گوش شقايق رسانم .....................

 

یا حق ......................

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 4:31  توسط شاهين   | 
  بالا